گزینه های تلخ ایران پس از ترور فخری زاده


پس از ترور محسن فخری زاده دانشمند ارشد هسته ای ایران حالا سوال های متعددی درباره انتقام جویی ایران مطرح شده است. البته باید به این نکته توجه داشت که ایران در سال میلادی جاری عرصه انفجارها و عملیات امنیتی متعددی بوده که از ترور قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در عراق در ژانویه شروع شد و با چندین و چند حمله و انفجار در تاسیسات هسته ای و مراکز امنیتی کشور ادامه پیدا کرد.

این حادثه در شرایط بسیار حساسی اتفاق افتاد. در آمریکا مرحله گذار و واگذاری قدرت در حال انجام شدن است. دولت ترامپ در حال رفتن و دولت بایدن در حال تدارک روی کار آمدن است. حکومت ایران امیدوار است گفتگوها برای یک برجام دیگر در دوره بایدن انجام شود.

فخری زاده یکی از مغزهای متفکر و طراحان برنامه هسته ای ایران بود و نتانیاهو در آوریل ۲۰۱۸ پس از افشای آرشیو و مدارک هسته ای ایران اسم فخری زاده را آورد. به گفته نتانیاهو اسناد هسته ای ایران توسط مزدوران موساد در تهران به دست اسرائیل رسید. ترور فخری زاده اظهارات و تهدیدهای آتشین و حاد مقام های ایران را به دنبال داشت که شاید در عمل اجرا شود اما با توجه به زمان وقوع حادثه و توان ایران شاید توانایی رژیم برای واکنش به ترور فخری زاده فقط در حد همین حرف ها و شعارها باشد.

تهدیدها و شرایط

خبرگزاری حکومتی ایران (ایرنا) گزارش داد جواد ظریف وزیر خارجه ایران ترور فخری زاده را اقدامی «بزدلانه» توصیف و به نقش اسرائیل در این حادثه اشاره کرد. حسن سلامی  فرمانده کل سپاه در بیانیه ای اعلام کرد این «عملیات تروریستی» است. علی اکبر ولایتی مشاور علی خامنه ای رهبر ایران در امور بین الملل گفت بی تردید انتقام خون این شهید والا مقام را از تروریست ها و حامیانشان خواهیم گرفت. سرلشکر محمد باقری گفت «انتقام سخت خون فخری زاده» گرفته خواهد شد.

حزب الله لبنان نیز ترور فخری زاده را محکوم کرد. نعیم قاسم معاون حسن نصر الله گفت «مزدوران آمریکا و اسرائیل عاملان ترور هستند». او در مصاحبه با شبکه المنار وابسته به حزب الله افزود «این اقدام جنایتکارانه را محکوم می کنیم. پاسخ به این جنایت به عهده ایران است. ترورها ما را از پای درنمی آورد».

با وجود تمام تهدیدها و درشت گویی ها درباره انتقام از ترور فخری زاده اما آنچه به روشنی آشکار است این است که رژیم ایران آنقدر ضعیف شده و جریان های نفوذی آنقدر قدرتمند شده اند که توان پاسخ و انتقام گیری ندارد. رژیم ایران نه پاسخ ترور سلیمانی را داد و نه پاسخ ترورها و حملات دیگری که در ۲۰۲۰ در ایران روی دادند.

تمام گزینه ها برای ایران تلخ هستند. اگر رژیم ایران جواب ترور فخری زاده را بدهد و آغاز گر کشمکش و رویارویی باشد از این هم ضعیف تر خواهد شد و پیش از گفتگوهای احتمالی با دولت بایدن در موضع بسیار شکننده و ضعیف قرار خواهد گرفت. اگر حکومت پاسخ ندهد مورد اهانت های بیشتری قرار خواهد گرفت و چهره رژیم در میان هوادارانش در ایران و منطقه رنگ می بازد.

اگرچه هیچ گروه یا کشوری تا حالا مسئولیت ترور فخری زاده را بر عهده نگرفته و دلیل و مدرک قاطعی در این باره وجود ندارد اما گزارش ها به نقش اسرائیل اشاره می کنند؛ به ویژه اینکه ۴ دانشمند هسته ای دیگر ایران از ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ توسط اسرائیل ترور شدند.

اگر رژیم ایران پاسخ ترور را بدهد شاید آغازگر یک جنگ منطقه ای در ایران و عراق و سوریه و لبنان شود چرا که ایران در این کشورها نقش فزاینده و حضور قابل توجه دارد. علاوه بر این، اسرائیل ممکن است به تاسیسات یا حتی برخی شخصیت ها در ایران حمله کند. در چنین شرایط جنگی ایران بیشتر از آنچه تا حالا باخته ضرر می کند و تلفات می دهد. اندیشه عملگرای حاکمیت در ایران به این خطرات واقف است؛ به ویژه اینکه کشور با بحران پولی دست و پنجه نرم می کند و همه گیری کووید ۱۹ نظام بهداشتی و اقتصاد ایران را از پای درآورده است.

افزایش احتمالی حملات به تاسیسات و منافع ایران در دوره انتقالی در آمریکا و پیش از روی کار آمدن جو بایدن مایه نگرانی شدید حکومت ایران است.

دو دستگی داخلی و گزینه های پیش رو

با توجه به آنچه گفته شد دیدگاه مشترک و منسجم در نهادهای حاکمیت در خصوص گزینه های پاسخ تبلور نیافته است. سران نظام درباره خط مشی ایران در گفتگوهای احتمالی با دولت جدید آمریکا در آینده دچار اختلاف و دو دستگی هستند. چرا؟ به دلیل روابط گرم بایدن و اسرائیل و همچنین گفتگوی احتمالی درباره اقدامات تروریستی ایران در منطقه که از گروه های شبه نظامی آغاز می شود و تا سلطه گری در منطقه ادامه دارد.

علاوه بر این، تیم سیاست خارجی بایدن بیشتر از تیم اوباما نسبت به طمع ورزی های ایران در منطقه اطلاع دارند و پافشاری بیشتری در مورد مهار نفوذ ایران می کنند.

اگر همه این مسائل را یکجا جمع کنیم ایران به احتمال قوی در شرایط کنونی از پاسخ خودداری می کند چون رژیم امیدوار است که مذاکرات با دولت بایدن را بدون تاخیر و بدون شرط آغاز کند. اما این گزینه برای حکومت ایران تلخ است چون احیانا دست روی دست گذاشتن -به ویژه در بحران ها- نتیجه عکس می دهد و رژیم ایران ابزاری برای چانه زنی یا معامله نخواهد داشت. حکومت به شدت به دنبال فراهم کردن اهرم های فشار است. این گزینه همچنین ممکن است که دو دستگی و شکاف های بیشتری در ساختار حاکمیت ایجاد کند چون جناح تندرو به دنبال انگیزه قوی برای انتقام است اما بقیه گروه ها تمایل به راهکارهای دیپلماتیک دارند.

با توجه به اینکه ایران توانایی اقدام تلافی جویانه به ترور فخری زاده را ندارد کارت چانه زنی در مورد یک مساله کلان از دستش خواهد رفت و شاید همین زمینه عملیات ترور بیشتر یا حملات احتمالی دیگر به نیروها و تاسیسات ایران در کشورهای منطقه ایجاد کند.

اما اشتباه بزرگ محاسبات ایران در این شرایط حساس این است که بایدن در واقع برای آغاز مذاکرات هسته ای عجله ندارد. این امر شاید کاسه صبر استراتژیک ایران را لبریز کند و امید به رفع بحران پولی کشور برباد رود.
بایدن چندین بار اظهار کرد مذاکرات درباره شکلی از توافق هسته ای با ایران انجام می دهد اما با این حال او یاد آور شد که چارچوب برجام که در دوره اوباما در ۲۰۱۵ امضا شد نقطه آغاز برای مذاکره با ایران بوده و هدف نهایی نیست. احتمالا در نسخه توافق مورد نظر بایدن کشورهای متحد آمریکا در منطقه و نیز کشورهای دیگر نیز نقش ایفا خواهند کرد و همین فشارها بر حکومت ایران را افزایش می دهد.

علاوه بر این، مسائل دیگر مثل همه گیری کنونی و چین و روسیه در اولویت سیاست های دولت بایدن خواهد بود و رسیدگی به پرونده ایران قدری طول می کشد. وقتی بایدن سراغ ایران برود شاید ایرانی ها باید به شروط جدید تن بدهند تا کارها پیش برود اما آمریکا مجبور نیست زیر بار خواسته های ایران برود. بایدن اوباما نیست و برجام را به ارث نبرده است.

این مساله شاید دو سه سال یا حتی بیشتر طول بکشد. ایران در این مدت با شرایط اقتصادی وخیم تر و چند دستگی های داخلی بیشتر روبرو خواهد بود که سیستم حاکم و مزدورانش را ضعیف تر از این می کند.

به هر حال ایران گزینه های زیادی ندارد و همه گزینه ها ضعیف و ناموثر به نظر می رسد. فارغ از روند تحولات آینده ایران در هر صورت بازنده بوده و ضرر و زیان بیشتری در انتظار حکومت است.